رییس مرکز تحقیقات روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با بیان اینکه مصرف لبنیات به میزان کافی مانع از تشدید روند پوکی استخوان میشود، گفت: مصرف ویتامین دی در پیشگیری از پوکی استخوان در گروههای خاص ضرورت دارد.
دکتر احمد رضا جمشیدی در گفت وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه اگر فردی به اندازه کافی لبنیات مصرف کند و ریسک فاکتوری برای پوکی استخوان نداشته باشد، نیازی به تجویز مکمل کلسیم وجود ندارد، گفت: زنان باردار باید به طور روزانه کلسیم و ویتامین D مصرف کنند، حال اگر این فرد مقدار کافی از کلسیم و ویتامین D را از طریق غذا مصرف کند، در صورتی که لاغری مفرط و یا ویتامین دی هر عامل دیگری که فرد را مستعد ابتلا به پوکی استخوان میکند، در وی وجود نداشته باشد، نیازی به مصرف قرص کلسیم ندارد، مگر اینکه فردی دچار اختلالات جذب بوده و قادر به جذب کامل کلسیم نباشد و یا دچار بیماری باشد که کلسیم در بدن وی به خوبی جذب نشود.
این فوق تخصص روماتولوژی یادآور شد: در افرادی که تغذیه مناسب دارند، نیازی به دریافت کلسیم اضافی وجود ندارد. در خانمهای شیرده نیز این قانون صدق میکند.
جمشیدی افزود: ویتامین دی هر زن باردار روزانه میزان 1500 میلیگرم کلسیم نیاز دارد فقط باید ویتامین "D" بیشتر از مقدار مورد نیاز معمول دریافت کند.
وی خاطرنشان کرد: نیاز روزانه ویتامین D در افراد معمولی و حتی افرادی که دچار پوکی استخوان هستند، به میزان 800 تا 1200 واحد است.
رییس مرکز تحقیقات روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران یادآور شد: در مبتلایان به پوکی استخوان، نیازی به تجویز ویتامین D تزریقی وجود ندارد، مگر اینکه اثبات شود، فرد مبتلا به کمبود ویتامین دی است.
وی افزود: با توجه به اینکه هر ویتامین دی حاوی 400 واحد ویتامین D است، بنابراین در افرادی که دچار پوکی استخوان هستند با خوردن 2 تا 3 قرص کلسیم D، ویتامین D مورد نیاز بدن تامین میشود ولی هرگز نیازی به تزریق آمپول ویتامین D وجود ندارد.
جمشیدی تصریح کرد: مصرف بیش از حد ویتامین D با توجه به اینکه ویتامین D از ویتامینهای محلول در چربی است، باعث ایجاد مسمومیت با این ویتامین شده که متعاقب آن خطر ابتلا به پوکی استخوان وجود دارد. بنابراین در تجویز ویتامین دی تزریقی، باید بسیار دقت کرد و افراد عادی نیز هرگز نباید ویتامین D را خودسرانه مصرف کنند.
تجویز کلسیم در دوران یائسگی
این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: در زنانی که در دوران منوپوز قرار دارند، در صورتی که دانسیتومتری طبیعی داشته باشند، نیازی به مصرف کلسیم مکمل وجود ندارد، ولی در صورتی که با بررسیهای آزمایشگاهی کاهش کلسیم و فسفر خون، کاهش ویتامین D در خون و یا کاهش کلسیم ادرار وجود داشته باشد، باید ویتامین دی تجویز شود.
جمشیدی افزود: در صورت وجود تراکم استخوان طبیعی به بیمار مصرف کافی لبنیات و ورزش را توصیه میکنیم. ولی در افرادی که تغذیه مناسب ندارند یا دچار اختلال در جذب کلسیم باشد، باید قرصهای مکمل کلسیم ویتامین دی تجویز شود.
وی گفت: در زنانی که در حوالی سنین یائسگی هستند، با توجه به اینکه مهار استروژنی برداشته میشود، اگر فرد در مرحله استئوپنی باشد، درمان بیمار بستگی به تصمیم پزشک دارد. یعنی با توجه به سنجش تراکم استخوان اگر فرد دچار استئوپنی است، باید توجه داشت که فرد به نوعی دچار کمبود کلسیم بوده، پس حتما باید به این فرد، کلسیم و ویتامین دی ، با دوز مناسب (با برآورد کلسیمی که از مواد غذایی میگیرد) تجویز کرد.
شروع آپاندیس (التهاب و عفونت آپاندیس) علائم کمی دارد. درد در وسط شکم است و گاهی کم و زیاد میشود. در این مرحله بیمار بیاشتهاست، ولی میتواند کارهایش را انجام دهد.
پس از چند ساعت درد شدیدترشده و به تدریج بیشترین شدت درد در قسمت پایینی و راست شکم احساس خواهد شد. در این مرحله تهوع ایجاد میشود، ولی استفراغ چندانی وجود ندارد.
گرچه آپاندیسیت در همه سنین شایع است، ولی در نوجوانی بیشترین شیوع را دارد و از هر هزار نوجوان، دو نفر را در سال مبتلا میکند.
علت این بیماری، بستهشدن لوله باریک داخل زائده آپاندیس است که میتواند به التهاب و تورم این زائده منتهیشده و موجب عفونت شود.
برخی افراد تصور میکنند که آنتی بیوتیک ها میتوانند التهاب آپاندیس را درمان کنند. اما در واقع آپاندیس فقط با جراحی درمان میشود و آنتی بیوتیک ها نیز در بهبودی فرد بیمار، پس از جراحی موثرند.
تنها راه درمان آپاندیسیت، عمل جراحی و درآوردن فوری آپاندیس است. جراحی سریع خطر پاره شدن آپاندیس را کاهش میدهد
نکته مهم در مورد آپاندیس این است که باید از بیماریهای مشابه افتراق داده شود. بر خلاف تصوراتی که به تازگی ایجاد شده، معاینه و سیر بیماری مهمترین راه این افتراق است و سونوگرافی گرچه کمککننده است، ولی اگر بخواهیم جای معاینه و مصاحبه پزشک و بیمار را بگیرد بسیار گمراهکننده خواهد بود. با چند مثال این موضوع روشنتر خواهد شد:
1-بیماری که درد در قسمت پایینی و راست شکم دارد، ولی چند روز متوالی این درد را داشته است به احتمال زیاد مبتلا به آپاندیسیت نیست، زیرا آپاندیس در مدت کوتاهی ـ حداکثر 48 ساعت ـ به طول انجامیده و اگر جراحی نشود سیر بدی پیدا میکند. چنین دردهایی میتواند نتیجه عفونتهای لگنی در خانمها باشد یا در اثر بیماریهای التهابی روده مثل کرون ایجاد شده باشد.
2- تب ملایمی در سیر بیماری ایجاد میشود، ولی تب شدید که بیشتر از 5/38 درجه باشد میتواند نشانه یکبیماری عفونی مثل آبسههای شکمی باشد.
3- پرسیدن زمان شروع آخرین عادت ماهیانه در زنان بسیار مهم است. حاملگی خارج رحمی گاهی علائمی دقیقا شبیه آپاندیس خواهد داشت و تاخیر عادت ماهیانه میتواند آن را مشخص کند.
4- در دختران جوان، اواسط دوره عادت ماهیانه یعنی حدود دو هفته بعد از تاریخ آخرین عادت، ممکن است در محل تخمدان راست یعنی دقیقا جای آپاندیس، دردی مشابه آپاندیسیت ایجاد شود. این درد ساعاتی بعد برطرف شده، ولی ماه بعد تکرار میشود و این نکته مهمی در افتراق خواهد بود.
5- علاوه بر معاینه و شرح حال، آزمایش خون و ادرار هم به تشخیص کمک میکند. آپاندیس آزمایش ادرار باعث میشود بیماری هایی مثل سنگ کلیه و عفونتهای ادراری که میتواند علائم آپاندیسیت را تقلید کند، تشخیص داده شود.
سنگ کلیه باعث میشود خون در ادرار ظاهر شود و عفونت ادراری هم باعث ظهور گلبولهای سفید و باکتری فراوان در ادرار میشود.
علل عفونت آپاندیس
علل انسداد مجرای آپاندیس ممکن است این موارد باشند:
* به وسیله مواد مدفوعی، انگل ها و یا رشد بیش از حد سلول های دهانه آپاندیس
* بزرگ شدن بافت لنفاوی دیواره آپاندیس در اثر عفونت در دستگاه گوارش یا در نقاط دیگر بدن
* بیماری های التهابی روده مانند کرون و کولیت اولسروز (کولیت زخمی)
* وارد شدن آسیب و ضربه به شکم
خطرات عفونت آپاندیس
آپاندیس متورمی که پر از مایع و چرک است، ممکن است خونرسانی را متوقف کند. با توقف خونرسانی دیوارهی آپاندیس ضعیف میشود و برخی اوقات پاره میشود.
با پاره شدن آپاندیس، چرک در شکم منتشر میشود و ممکن است حفرهی شکم را عفونی کند و یا آبسهی شکمی ایجاد کند
در برخی بیماران مانند بچهها، سیر ایجاد آن سریع است و از زمان ایجاد درد و سوراخ شدن آپاندیسیت چند ساعت بیشتر طول نمیکشد.
تشخیص بیماری در افراد مسن و زنان باردار نیز مشکل تر است.
تشخیص آپاندیس بیشتر بالینی است و در صورتی که علایم واضح باشند ممکن است پزشک تصمیم به جراحی فوری بگیرد، زیرا در صورت تاخیر، خطر پارگی آپاندیس افزایش مییابد.
در صورت نیاز پزشک برای تشخیص از آزمایش خون و شمارش گلبول های سفید، عکس رادیوگرافی، سونوگرافی و حتی لاپاروسکوپی استفاده میکند.
شاید بدانید که آپاندیسیت (یا به انگلیسی Appendicitis)، به التهاب آپاندیس ( که در انتهای روده بزرگ قرار دارد) گفته می شود. این مسئله یکی از شایعترین مشکلات در ناحیه شکم است که به حراجی اورژانسی نیاز دارد. در این مطلب می خواهیم به بررسی علامت های این مشکل مخصوصاً در زنان بپردازیم:
علائم رایج این مشکل فقط در نیمی از افراد مبتلا به آپاندیسیت بروز پیدا میکند که شامل حالت تهوع، استفراغ، تب و درد است. در حالی که آپاندیسیت در میان مردان کمی بیشتر نسبت به زنان اتفاق میافتد، اما تشخیص آن می تواند در میان زنان سختتر باشد.
آپاندیسیت معمولا با تب خفیفی همراه است، اما برخی افراد اصلا در این حالت تب نمی کنند. یکی از مطالعات منتشرشده در Academic Emergency Medicine نشان میدهد که وقتی حرارت بدن از ۳۷.۲ درجه سانتی گراد بیشتر شود، می تواند نشاندهنده این باشد که فرد به آپاندیسیت مبتلا است. البته اگر حرارت بدن هم کمتر از این میزان باشد، باز هم احتمال ابتلا به آپاندیسیت وجود دارد. از طرف دیگر، برخی افراد مبتلا به آپاندیسیت با تبهای شدیدتری مواجه می شوند که احتمال آن خصوصا در صورت پاره شدن آپاندیس بیشتر است.
از دست دادن اشتها نیز یکی از نشانه های بسیار رایج آپاندیسیت است. وقتی که روند انسداد و التهاب آپاندیس بدتر می شود، فرد احتمالا بابی اشتهایی و حالت تهوع مواجه می گردد. احتمال استفراغ هم وجود دارد، اما معمولا در گروه علائم اصلی قرار نمی گیرد. البته این احتمال هم وجود دارد که آپاندیسیت با یبوست و اسهال همراه شود.
صدمه به عصب چشم ناشی از نرسیدن خون کافی،و گاهی اوقات بعلت “سکته مغزی” عصب بینایی دچار آسیب می شود. نوروپاتی ایسکمیک نوری از عصب بینایی اغلب در افراد بالای 55 سال رخ می دهد و باعث می شود در عصب بینایی اختلالاتی بوجود بیاید
عصب بینایی (به انگلیسی: Optic nerve) دومین اعصاب مغزی است. از دیدگاه بافت شناسی، لایه هشتم شبکیه معادل لایه سلولهای گانگلیون است. لایه سلولهای گانگلیونی، حاوی جسم سلولی گانگلیونی است.آکسون این سلولها که در لایه نهم شبکیه قرار دارند، عصب بینایی یا عصب اپتیک را میسارند.
مسیر بینایی
سلولهای استوانه و مخروط شبکیه از راه عصبهای دوقطبی به سلولهای گانگلیونی رسیده و پس از آن عصب بینایی شکل گرفته، وارد فضای کرانیکال شده و در تماس با سلا تورسیکا به طرف نواحی فوقانی مغز و یا قسمتهای پایین تر مغز است. یک عصب بینایی حاوی حدود یک میلیون آکسون است. فیبرهای نیمه بینی از هر دو شبکیه، در ناحیه کیاسمای بینایی(Optic chiasma) تقاطع میکنند و به طرف مقابل میروند و به فیبرهای نیمه گیجگاهی(تمپورال) همان طرف میپیوندند و بدین ترتیب، راه بینایی(Optic tract) را در هر طرف ایجاد میکنند. نسبت رشتههای متقاطع به غیرمتقاطع، ۵۳ به ۴۷ بوده و تعداد سلولهای گانگلیونی نیمه بینی(نازال) شبکیه بیشتر است
اکثر فیبرهای راه بینایی(حدود ۹۰%) جهت انتقال پیامها به قشر بینایی، ابتدا وارد هسته زانویی خارجی تالاموس میگردند. بقیه فیبرها به بخشهای پایین تر مغز وارد میشوند.
قشر بینایی
دو ناحیه قشری بینایی وجود دارد که عبارتنداز:
قشر بینایی اولیه. این قسمت معادل ناحیه ۱۷ برودمن است که در لوب پس سری(Occipital lobe) مغز قرار دارد. قشر بینایی اولیه، قشر کالکارین نیز نامیده میشود. توانایی دستگاه بینایی برای کشف و تشخیص سازمان فضایی منظره بینایی یعنی کشف شکل اشیاء، درخشندگی قسمتها ی انفرادی آنها، سایه روشن و غیره بستگی به عمل قشر بینایی اولیه دارد برداشتن این ناحیه باعث عصب چشم ازبین رفتن دید خودآگاه در فرد میشود.
قشر بینایی ارتباطی(ثانویه). این قسمت مغز معادل نواحی ۱۸ و ۱۹ برودمن بوده که در تشخیص اشیاء و رنگ نقش دارند. انهدام نواحی ۱۸ و ۱۹ برودمن، به طورعموم درک شکل اشیاء، اندازه اشیاء و مفهوم آنها را مشکل میسازد
یک فوق تخصص گلوکوم (آب سیاه) با اشاره به نقص دانش بشری در پیشگیری از مرگ سلولهای عصب بینایی در بیماری آب سیاه گفت: در آب سیاه بر اثر نخستین آسیب وارده به عصب بینایی، محیط سمی شده و سم تولید شده مرگ سلولهای بعدی را موجب میشود.با بیان اینکه هنوز علم پزشکی نتوانسته راهی برای سالم نگهداشتن سلولهای عصب بینایی در محیط سمی ایجاد کند از این موضوع به عنوان یکی از پیچیدگیهای دانش بشری یاد و اظهار کرد: در بیماری آب سیاه بر اثر تولید سم، پدیده مرگ خود به خودی سلولی رخ میدهد (مشابه بیماری آلزایمر و پارکینسون).
همه چشم پزشکان توانایی و مهارت تشخیص بیماری آب سیاه را از طریق اندازهگیری فشار مایع داخل چشم و معاینه ته چشم را دارند، در صورت لزوم و در مراحل بعدی استفاده از وسایل تخصصی تشخیصی و مشاوره با افراد ماهر (فوق تخصص) توصیه میشود.
گلوکوم با بیان اینکه افرادی با سابقه وجود آب سیاه در اعضای خانواده باید مراجعه زودتری برای ارزیابیهای اولیه داشته باشند، افزود: افرادی با نزدیک یا دوربینی شدید و حتی همراهی برخی از بیماریها نظیر دیابت، شانس گرفتاری چشم به آب سیاه را بیشتر میکند.
استفاده از داروهایی نظیر کورتون با افزایش فشار مایع داخل چشم همراه است، سابقه هرگونه ضربه و تروما به چشم چه غیر قابل پیش بینی و چه بر اثر جراحیهای برنامه ریزی شده، شانس ابتلا را افزایش میدهد.
اگرچه سن از فاکتورهای مهم ابتلا به آب سیاه به شمار میآید اما احتمال ابتلا در هر سنی حتی نوزادی وجود دارد. با این حال، انجام معاینات دورهای منظم برای شناخت زودهنگام بیماری پس از 40 سال توصیه میشود.
این بدان معناست که آسیبی که بر اثر افزایش فشار داخل چشم به رشته سلولهای بینایی وارد میشود، امکان بازسازی و تجدید زندگی دوباره را ندارد و اصطلاحا پدیدهای به نام «مرگ سلولی» را به همراه دارد.
ضرورت شناخت زودهنگام آب سیاه برای کاهش شدت آسیبهای وارده گفت: در مراحل پیشرفته بیماری عصب چشم ، درمان اثربخشی وجود ندارد.
وی از معایب این بیماری را آغاز بیعلامت و بدون نشانه آن برشمرد و افزود: از این رو بیماری در محیطی خاموش پیشرفت میکند. بنابراین بیماری آب سیاه به دزد خاموش معروف است.